دست در جیبم فرو بردم و بدون آنکه پولهایم را بیرون آورم
از قطرش فهمیدم که بهتر است
پیاده بروم
و در راه با بند کیف ام
که از محل اتصال اش به سگک در حال پاره شدن است
حرف بزنم و قول بدهم زیاد سنگینش نکنم
و او هم تا روزی که پول دستم بیاید
تحمل کند.
کلام آخر :
از کفشهایم خجالت می کشم یک سال است باهم حرف نزده ایم
فقط گهگاه کمی واکسشان می زنم.
خیلی وقت می شود
که قول دادم کمی وزن کم کنم
و از او خواهش کرده ام تحمل کند تا پول دستم بیاید...