تبليغاتX
فلانی
 

سیگار فروش کنار پارک

نمی داند،

 چند چمن سوخته

به طبعیت بدهکار است

از بس که مشتریانش ته سیگار روشن در باغچه ها انداخته اند.

 

  کلام آخر:

   ما می دانیم چه قدر به روزگار بدهکار می شویم

   اگر برگه ای را بی فکر به صندوقی بیندازیم؟؟

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/02/22ساعت 16:17  توسط فلانی  | 

 

دست در جیبم فرو بردم و بدون آنکه پولهایم را بیرون آورم

از قطرش فهمیدم که بهتر است

پیاده بروم

و در راه با بند کیف ام

که از محل اتصال اش به سگک در حال پاره  شدن است

حرف بزنم و قول بدهم زیاد سنگینش نکنم

و او هم تا روزی که پول دستم بیاید

تحمل کند.

 

کلام آخر :

از کفشهایم خجالت می کشم یک سال است باهم حرف نزده ایم

فقط  گهگاه کمی واکسشان می زنم.

خیلی وقت می شود

که قول دادم کمی وزن کم کنم

و از او خواهش کرده ام تحمل کند تا پول دستم بیاید...

+ نوشته شده در  جمعه 1388/02/18ساعت 13:17  توسط فلانی  |