ومن امروز درست همان جاکه نه شاید چند قدم عقب تر ازآنجا
که سال پیش ایستاده بوده ام،ایستاده ام با این فرق که کمی
موهایم بیشتر ریخته و به عبارتی یکسال بزرگتر شده ام و
ترسو تر بخاطر همین عقب تر ایستاده ام.
واما عشق...

کلام آخر:
بیایید آنگاه که ماهی قرمز تنگ بلور هفت سین مان
مکثی کرد واز پی اش رقصی نمود
به یاد هم باشیم.
تمام خرده سنگهای آرامشت را
به سوی دل شکسته ام نشانه می روی.
هم تلاش تو بی منطق است و هم جا خالی دادن های من
کلام آخر:
دل شکسته چه بیم از سنگ دارد
نمی دانم،
اما توچرا عزم دل شکسته می کنی!؟
روز جهانی زن خجسته باد
به امید روزی که زنان در خاور میانه هم آزاد باشند.
و به امید آزادی زنانی که نه به خاطر آزادی ،بلکه برای بیان
برخی از نیاز های جامعه زنان در بند شدند.
کلام آخر:
و به امید روزی که زنان برابری با مردان را نخواهند
آن روز که معیار آزادی مردان نباشند
و معیار همه چیز انسانیت باشد

به همه می نگرم
میز، زمین ، تخت
سکوت
من و اینها،همه باهم
هر صبح ،زندگی را آغاز
و دوباره هر شب
نا امید،زانکه نمی دانم
درب این خانه کجاست
چشم را می بندیم
کلام آخر:
نه من
و نه زمین و میز وتخت
به بالا رفتن ازدیوار فکر نمی کنیم
کافر ترین مردمان روزگاران به
معجزَ تی کوچک ایمان می آورند
و من
گهگاه به معجزه ی چشمان تو شک می کنم
کلام آخر:
پیامبرم یا ریشه ی کفر را در من نسوزانده ای
یا نگاهت را از من دریغ می کنی