تبليغاتX
فلانی

 

ومن امروز درست همان جاکه نه شاید چند قدم عقب تر ازآنجا

که سال پیش ایستاده بوده ام،ایستاده ام با این فرق که کمی

موهایم بیشتر ریخته و به عبارتی یکسال بزرگتر شده ام و

ترسو تر بخاطر همین عقب تر ایستاده ام.

واما عشق...

  کلام آخر:

   بیایید آنگاه که ماهی قرمز تنگ بلور هفت سین مان

   مکثی کرد واز پی اش رقصی نمود

   به یاد هم باشیم.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/12/29ساعت 1:9  توسط فلانی  | 

 

تمام خرده سنگهای آرامشت را

به سوی دل شکسته ام نشانه می روی.

هم تلاش تو بی منطق است و هم جا خالی دادن های من

 

  کلام آخر:

   دل شکسته چه بیم از سنگ دارد   

   نمی دانم،

   اما  توچرا عزم دل شکسته می کنی!؟

 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/12/23ساعت 10:41  توسط فلانی  | 

 

              روز جهانی زن خجسته باد

به امید روزی که زنان در خاور میانه هم آزاد باشند.

و به امید آزادی زنانی که نه به خاطر آزادی ،بلکه برای بیان

برخی از نیاز های جامعه زنان در بند شدند.

 

  کلام آخر:

   و به امید روزی که زنان برابری با مردان را نخواهند

   آن روز که معیار آزادی مردان نباشند

   و معیار همه چیز انسانیت باشد 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/12/18ساعت 9:24  توسط فلانی  | 

به همه می نگرم

میز، زمین ، تخت

سکوت

من و اینها،همه باهم

هر صبح ،زندگی را آغاز 

و دوباره هر شب

نا امید،زانکه نمی دانم

درب این خانه کجاست

چشم را می بندیم

 

  کلام آخر:

   نه من

  و نه زمین و میز وتخت

   به بالا رفتن ازدیوار فکر نمی کنیم

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/12/10ساعت 1:17  توسط فلانی  | 

 

کافر ترین مردمان روزگاران به

معجزَ تی کوچک ایمان می آورند

و من

گهگاه به معجزه ی چشمان تو شک می کنم

 

  کلام آخر:

   پیامبرم یا ریشه ی کفر را در من نسوزانده ای

   یا نگاهت را از من دریغ می کنی

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/12/03ساعت 1:44  توسط فلانی  |