تبليغاتX
فلانی
 

باد‌‌،

پاییزیُ

من،

در هوس ِ نسترنم

  کلام آخر:

   یارم به یکتا پیرهن

   خوابیده زیر نسترن

   ترسم که بوی نسترن

   خواب است، بیدارش کند

 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/08/24ساعت 12:9  توسط فلانی  | 

شکل می کشم.

خط خطی ها بی معنی.

کلمات ساده و بی مناسبت.

و یکباره

همه چیز را پاک می کنم

 

  کلام آخر:

   منتظر می مانم

   شیشه ی عقب تاکسی دوباره بخار خواهد کرد

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/08/14ساعت 22:15  توسط فلانی  | 

 

چشمهای من دیگر

با شب لج بازی نمی کنند

                خوابشان می گیرد

اما

سوز ِ پاییزی ِ لج باز

به هیچ روزنی

رحم نمی کند برای نفوذ

همین می شود که من

تا سبیل هایم

می خزم زیر پتو

و لبه پتو

لج می کند با، بازدمم

وآنقدرسبیل هایم راقلقلک می دهد

تا

خوابم را بپرانند

 

  کلام آخر :

   دلم یک کوچه ی بلند با کفپوشی از برگهای زرد

                           و یک عالمه وقت می خواهد

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/08/11ساعت 8:58  توسط فلانی  |