باد،
پاییزیُ
من،
در هوس ِ نسترنم

کلام آخر:
یارم به یکتا پیرهن
خوابیده زیر نسترن
ترسم که بوی نسترن
خواب است، بیدارش کند
شکل می کشم.
خط خطی ها بی معنی.
کلمات ساده و بی مناسبت.
و یکباره
همه چیز را پاک می کنم

کلام آخر:
منتظر می مانم
شیشه ی عقب تاکسی دوباره بخار خواهد کرد
چشمهای من دیگر
با شب لج بازی نمی کنند
خوابشان می گیرد
اما
سوز ِ پاییزی ِ لج باز
به هیچ روزنی
رحم نمی کند برای نفوذ
همین می شود که من
تا سبیل هایم
می خزم زیر پتو
و لبه پتو
لج می کند با، بازدمم
وآنقدرسبیل هایم راقلقلک می دهد
تا
خوابم را بپرانند
کلام آخر :
دلم یک کوچه ی بلند با کفپوشی از برگهای زرد
و یک عالمه وقت می خواهد